about us۱۳۹۹/۲/۱۸ ۲۰:۵۳:۵۶

درباره ما

ورزش باستانی ایران و زورخانه نماد تمدن ایرانیان است و ریشه در تاریخ کهن و فرهنگ غنی ایران دارد. بسیاری از پژوهش گران معتقدند که قدمت آیین پهلوانی به دوره ی ایران باستان برمی گردد. این ورزش در قرن هشتم ه.ق در هندوستان، پاکستان، عراق و آسیای میانه گسترش یافت و اکنون در بیش از ۶۰ کشور جهان مورد استقبال قرار گرفته است. در این کشورها زنان نیز به عنوان بخشی از جامعه که داوطلب آموختن صفات و مهارت های پهلوانی هستند در این زمینه فعالیت می کنند اما چرا در ایران که نقطه ی شروع این ورزش بوده است هنوز زنان حق شرکت ندارن؟

اکثر زنان شاهنامه نمونه بارز زن تمام عیار هستند؛ در عین برخورداری از فرزانگی، بزرگ‌منشی و حتی دلیری، از جوهر زنانه به نحو سرشار نیز بهره‌مندند. رودابه، تهمینه، گردآفرید، فرنگیس و کتایون ممکن است در کنار سام، زال، رستم، سهراب، سیاوش و اسفندیار، نقشی فرعی داشته باشند ولی بدون این‌ها معلوم نیست بر سر قهرمان مرد چه می‌آمد و چه ساختار و چه جذابیتی برای داستان باقی می‌ماند. زنان در شاهنامه نه تنها از این دیدگاه که دلبران و دختران و مادران قهرمانان بوده‌اند، بلکه از دید شخصیت‌های مستقل و اثرگذار هم می‌توانند مورد بحث باشند و تا حدی هم بوده‌اند. خطر‌کردن، جنگیدن، بلندپرواز بودن، خرد‌ورزیدن و قدرت انتخاب که در زنانی چون سیندخت، فرانک، گردیه، کتایون و دیگران دیده می‌شود، لزوماً صفاتی مردانه نیست، به‌ویژه هنگامی که فضا، فضای اشرافی و حماسی باشد. در دیدگاه فردوسی، بزرگ ترین خالق پهلوان های کهن ایرانی زن منزلت فرشتگان را دارد و مظهر خوشبختی نشان داده می‌شود و در دوراندیشی و پارسایی و عقل و درایت و دلاوری و تیزهوشی همچون مردان مورد ستایش قرار می‌گیرد.

القابی که دست‌پروردهٔ جامعهٔ مردانه است و فروتنی و گشاده‌رویی و جوان‌مردی را صفاتی مردانه می‌داند، از سوی مردان به مردان دیگر اعطا می‌شود، در پی تحولات جامعه امروزی نیازمند بازنگری است. این تغییر نگرش تنها در صورتی میسر و موثر خواهد بود که در بستر همان اجتماع اولیه اصلاح گردد. حضور زنان در گود زورخانه بی‌شک آغازگر تغییرات بزرگ و مثبتی می‌تواند باشد؛ اما آیا امیدی هست که بعد از گذشت قرن‌ها و تحول فضای اجتماعی شاهد حضور ورزشکاران زن در این عرصه باشیم؟ آیا امیدی هست که دختران ایران‌زمین هم روزی پهلوان خطاب شوند بدون اینکه نقش‌های قالب و از پیش‌تعیین شده اجتماعی بر آنها تحمیل شود؟ آیا آموزه‌های پهلوانی فقط می‌تواند مختص پسران و مردان باشد؟ آیا زمان آن نرسیده که القابی مانند جوانمردی و مردانگی جای خود را به انسان‌اندیشی بدهد و از شکاف‌های جنسیتی به سمت انتقال آموزه‌ها به دختران در کنار پسران حرکت کنیم؟ آیا آیین پهلوانی تنها برای مردان تعریف شده است؟ آیا در شاهنامه پهلوانی و جهان پر تنش و اسطوره‌ای آن فقط مختص مردان بوده است؟

آیا فرصتی خواهد بود که دختران ایران‌زمین رشادت خود را در گود زورخانه محک بزنند؟ چه کسانی مسئول ایجاد چنین فرصت‌هایی خواهند بود تا زمانی‌که قدرت حاکم بر هر سیستمی فقط توسط مردها اداره می‌شود؟